روز اول ورود به کنگره ۶۰
سلام دوستان ، من الان که برای شما می نویسم حدودا ۵ جلسه است که به کنگره رفتم ، امروز تصمیم گرفتم برای دوماه خود را تمام و کمال به این برنامه بسپارم و یه اخلاقی دارم مثل اکثر آدم های تکاملگرا که یا کاری رو نمیکنم یا اگر بکنم به بهترین شکل انجام میدهم.
یه نکته : من هیچ روشی رو تایید نمیکنم و رد هم نمیکنم ، امکان داره برای شما ، روش ترک مامان درمانی ، یا کمپ ، یا جلسات NA یا کنگره ۶۰ یا هر چیز دیگه ای جواب بده و به من جواب نده ، ما آدم ها در کنار شباهت ها خیلی هم با هم فرق داریم . من فقط تجربه خودم رو میگم و اگر به جایی رسیدم که مطمئن شدم که چیزی هست که به همه جواب بده ، میفهمم که راهم اشتباه است .
این برنامه از طریق مشاور خانواده به من معرفی شد . ایشان که یک خانم دکتر در منطقه حکیمیه تهرانپارس هستند وقتی مشکل من رو با قطع مصرف قرص ب۲. دیدند ، تحقیق کردن و به من این برنامه را از طریق یکی از بیمار هایشان معرفی کردند .
جلسه اول شرکت کردم و خود را بعنوان تازه وارد معرفی کردم . بعد از ۱.۵ ساعت جلسه ، مادر یک گروه ۴ نفری جمع شدیم و گفتند ۳ جلسه بیایید و یک راهنما انتخاب کنید ، افرادی که شال نارنجی دارند ، راهنما هستند و خود را آخر جلسه معرفی میکنند.
من هرچی گفتم شما برای من راهنما انتخاب کنید ، قبول نکردن و گفتند باید خودت انتخاب کنی .رفتارشون خیلی خوب بود ، احترام میگذاشتند و آدم رو بغل میکنند، سرگروه ها آدم های جا افتاده و متشخصی بودند ، سن بالای ۴۰ و ۵۰ سال و مشخص بود که سالم هستند .
خلاصه من چرخیدم و یه اتفاق جالب افتاد ، جلسه خیابان کرمان جلسه شلوغی است و یه سری گروه ها بالا بودن ، یه سری هم تو حیاط نشسته بودند . من بالا چرخیدم و اولین نفر شال نارنجی که دیدم ، همون رو انتخاب کردم و به من گفتند چون یک نفر امشب جذب گروه ایشون شده شما نمیتونی این گروه را انتخاب کنی، به همین خاطر دوباره شروع کردم به گشتن ، رفتم پایین تو حیاط و یه گوشه وایسادم که یک گروه نظرم رو جلب کرد، یکدفعه راهنمای اون گروه به من لبخند زد ، بعد بلند شد و رفت سمت درب ورودی ولی قبلش به من دست داد ، انگار که منو میشناخت، خلاصه به دلم افتاد و ایشون رو انتخاب کردم ولی این گروه هم یه نفر رو همون موقع جلو من جذب کرد ، ولی اون شخص عجله داشت و گفت من باید برم ، و چون اون رفت من تونستم وارد این گروه بشم .
بعد از چند جلسه فهمیدم اسم این راهنما آقای محمد امین است و لژیون ۱۲ اسم گروه ایشون هست .
متاسفانه بخاطر مصرف قرص ب۲ حافظه و اعصابم صدمه دیده و اسم و ظاهر رو نمیتونم بیاد بیارم . من که الان دارم برای شما مینویسم ، ۵۰ ساله هستم ، ۳۰ سال درگیر انواع مواد مخدر بودم ، کارم طراحی دکوراسیون ، نجاری ، ساخت استخر و سونا و .. است و در کارم نسبتا حرفه ای هستم ، ولی مصرف مواد مخدر ، مصرف قرص های این دکتر های اعصاب باعث شد تمام فرصت هامو از دست بدهم و... البته الان ۱۲ ساله مواد مصرف نکردم ولی درگیر قرص ب۲ بودن که از هر موادی بدتره . یه پست درباره ب۲ حتما میزارم که ببینید ب۲ چه بلایی سر من در آورده. و متاسفانه دکتری که این دارو رو به من داده ، هنوز هم با ایمان میگه ب۲ هیچ عوارضی نداره و حتی ادعا میکنه که اگر ب۲ نبود تو الان تو تیمارستان بودی ...
این هم بگم من ۷ سال در انجمن معتادان گمنام پاک بودم ، ۳ بار قدم ها را کار کردم و آموزش دادم ، سنت کار کردم ، قدم جهانی را کار کردم و رهجو های زیادی داشتم ولی متاسفانه بخاطر رعایت نکردن اصول و سنت ها رفتم جاده خاکی و در نهایت لغزش کردم . بعد از ۱۲ سال برگشتم ، ۶ ماه جلسه رفتم ولی نتونستم پاک بشم .
دوستان حتما تو گروه واتساپ من عضو بشید و از پیام های انرژی بخش بهره ببرید
اگر بتونم تجارب خود را در این وبلاگ ثبت میکنم .
اعتقاد دارم انرژی هیچ گاه از بین نمی رود ، و این انرژی می چرخه و دوباره وارد زندگی من میشه . پس سعی دارم یه کار خوب بکنم .
دعوتنامهای از دل درد و تجربه: